تبليغاتX
...حرفهای ی دل شکسته تنها...
...حرفهای ی دل شکسته تنها...
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
حالا نوبت تو است !

حالا نوبت تواست!

 

تو خودت را نشان بده و بگو که عاشقی !

 

 چرا سکوت کرده ای؟ چرا حرفی نمیزنی ؟ درد دلت را بگو؟

 

حالا نوبت تو است که عشقت را به من و همگان نشان دهی !

 

 بگو که چقدر مرا دوست داری ، بگو مرا برای چه میخواهی ؟

 

من تو را درک کردم ، بهانه های تو را تحمل کردم ، حالا نوبت تو است که

 

 مرا درک کنی و بفهمی که در قلب من چه میگذرد!

 

چگونه بگویم که تنها تو را میخواهم ، چگونه عشقم را به تو ثابت کنم؟

 

 حالا نوبت تو است من که تنها در راه عشق جانم را فدایت نکرده ام !

 

 نه دیگر این فکر را از سرت بیرون کن ! جان من در راه عشق فدا شده !

 

 این تنی که میبینی روح من است ، تن من در راه عشق از روحم جدا شده!

 

 من که ماندم و ساختم با تو و در غم عشقت سوختم ، حالا نوبت تو است که

 

 بسوزی و بفهمی که آتش عشق چقدر دردناک است !

 

 حالا نوبت تو است که در مقابل سرنوشت بایستی و ثابت کنی که تنها مرا

 

میخواهی!

 

 حالا نوبت تو است که نام را فریاد بزنی و بگویی که تنها به عشق من زنده ای !

 

 حالا نوبت من است که سکوت کنم و تو پاسخ سکوتم را به قلبم بدهی !

 

من که هر چه گفتی ، گفتم به روی چشمهایم ، هر چه اشکم را در آوردی گفتم

 

 فدای آن بی وفاییهایت ، هر چه مرا سرزنش کردی ، گفتم مرا ببخش عزیزم !

 

 حالا نوبت تو است ، که به من محبت کنی و عشق بورزی !

 

 حالا نوبت تو است که معنای عاشق بودن و عاشق ماندن را به من بیاموزی!

 

من که ماندم و ساختم با تو و در غم عشقت سوختم

 

حالا نوبت تو است که بسوزی و بفهمی که

 

آتش عشق چقدر دردناک است !

 

 

 

 

 

جای من در قلب تو!

 

 

هر جا که باشم ، همینم ! یک عاشق!

 

 هر جا که باشم ، دور از تو یا در کنار تو ، همینم ! یک مجنون !

 

 فرقی ندارد کجا باشم ، چه کسی باشم یا در چه حالی باشم ،

 

من همینم ، یک دلداده !

 

نه برای کسی هستم ، نه برای خودم ، من تنها برای تو هستم !

 

 برای تو هستم و برای تو خواهم ماند !

 

مهم نیست که یک دیوانه ام ، مهم نیست  که لحظه به لحظه دلتنگم ، مهم این است

 

 که دوستت دارم!

 

هر جا که باشم به یادت هستم ، یاد تو تکرار لحظه های زیبای عاشقیست !

 

 لحظه های من پر از عشق است ، تکرار آن پر از جنون و دیوانگیست !

 

فرقی ندارد تو مرا بخواهی یا نخواهی ، فرقی ندارد تو مرا دوست داشته باشی

 

 یا نداشته باشی ،مهم این است که من تنها تو را میخواهم !

 

 هر جا که بروی به دنبالت می آیم ، به من بگویی نیا ، باز می آیم! می آیم تا به تو

 

 برسم !   هر جا که باشم ، همینم ، یک عاشق !

 

 عاشقی که دیگر هیچ چیز برایش مهم نیست و تنها تو برای او با ارزشی!

 

زندگی را با تمام زیباییهایش بدون تو نمیخواهم!

 

 زندگی را با تمام سختی هایش تنها با تو میخواهم!

 

هر جا که باشی ، من هستم ، دنبال من نگرد ، من در قلبت هستم !

 

 آری آن لحظه که درهای قلبت را به روی من بستی من در کنج قلبت خانه کرده ام !

 

 حالا اگر میخواهی این خانه را ویران کن ، من حتی در ویرانه قلبت نیز زندگی

 

 خواهم کرد !

 

 نه دیگر من از قلبت بیرون نمیرم !

 

 هر جا که باشم ، جای من در قلبت است عزیزم !

 



ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:20 بعد از ظهر توسط : اميد غلامی

RSS


تعداد بازديدها:

مريم- فروغ- -مهسا-نسرین وبهاره -شقايق -شيوا سارا- ميترا - تارا- نگين- -فاني رها-سارا ویش مسترو...-

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by baomid.blogfa.com